جعفر شهرى باف
505
طهران قديم ( فارسى )
تراشيدن سر كه به وسيلهء آن چرك و جانور از آن نيز دور ميگردد و ديد را جلا ميدهد و گردن كلفت مىشود و بدن راحت مىبيند و تراشيدن موى پشت سر كه غم را زايل مىكند و از همين رو بود كه هر هفته براى زدودن مو به حمام رفته و سر و ريش و پيش سر و پس گردن ميتراشيدند و پسرها را كه تا جلب توجه نكنند موى سرشان را به زير تيغ دلاك انداخته بطور كامل ميتراشيدند . گرتراشى - رگزنى - حجامت در حمام از ديگر كارهاى دلاك حمام ، تراشيدن سر كچلها و سودائىها و جربىها بود ، همان گروه كچلهائى كه به وسيلهء تيغ ناپاك « 68 » خود آنها مبتلا شده بيمار گرديده بودند و عملى كه جز در حمام مقدور نميگرديد و اين غالبا قبل از شروع مداواهاى مانند : آلوچهى پخته بستن و كشك و قرهقوروت ماليدن و زفت « 69 » انداختن بود كه مبتلايان را به حمام آورده به دست تيغ دلاك مىسپردند و بعد از اين حجامت كردن « 70 » و رگ زدن « 71 » در حمام در هر بهار و پائيز يا سالى يك نوبت در اوايل بهار بود كه باز توسط دلاك انجام ميگرفت . حجامت كردن به اين صورت بود كه ميان دو كتف را بادكش « 72 » كرده روى
--> خوبرويان جهان را كه سرشتند گلشان * سنگى اندر گلشان بود همان شد دلشان زود . . . ول كنشان ( 68 ) . چون با همان يك تيغ سر و ريش سالم و مجروح تراشيده ميشد و وسيلهاى مانند الكل ، آب جوش و مثل آن براى ضد عفونى نمىدانستند ، تنها عمل نظافت تيغ دلاكى آن بود كه آن را در آب خزينه بشويند كه خود آن ناقل ميكرب بود . هرگاه كسى بعد از سرتراشى يا ريشتراشى به جوش يا زخمهاى عفونى مبتلا ميشد آن را از تيغ ناپاك ميدانستند . ( 69 ) . داروئى سياه و چسبنده شبيه قير كه گرم كرده و بر پارچهاى كشيده بعد از تراشيدن مو و آلوچه بستن مانند شب كلاه به سر مىچسباندند و هر پانزده روز يك بار آن را با موهاى روئيده شده كه به آن چسبيده بود كنده كلاه ديگر مىانداختند . ( 70 ) . گرفتن خون از گودى پشت . ( 71 ) . خون از رگ گرفتن . ( 72 ) . داخل شاخ گاو يا گوسفندى را خالى كرده لبهء آن را نرم و لطيف مىساختند و سر آن را سوراخ كرده چرمى آزاد بر آن گره زده هنگام كار شاخ را بر پشت يا هر موضع بيمار قرار داده لب بر آن گذاشته محكم مىمكيدند و براى اينكه هواى داخل آن خارج نشود لب چرم را به در سوراخ آن مىگذاشتند . كار اين چرم همانند كار سوپاپ در موتور بود .